شما اینجا هستید   |

    آخرین اخبار : متأسفانه میدان رقابت های ما اخلاقی نیست/ اقتصاد ما وابسته به حل مسایل سیاسی چه سیاست داخلی چه سیاست بین المللی است/صلاحیت بنده تایید نشود، دو اعتراض خواهم داشت ؛

شفقنا- حجت الاسلام و المسلمین سید عباس نبوی از کاندیدهای احتمالی سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است. وی استاد حوزه و دانشگاه، از اعضای هئیت مؤسس دفتر تحکیم وحدت، رئیس مؤسسه تمدن و توسعه اسلامی است. از دیگر سمت های اجرایی آقای سیدعباس نبوی می توان به معاونت پژوهشی و آموزشی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، معاون فرهنگی و پژوهشی نهاد نمایندگی رهبری، عضویت در شورای فرهنگ عمومی کشور و مسئولیت نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه تربیت مدرس  اشاره کرد.

اجازه ندهیم دوقطبی کاذب بر انتخاب ما غلبه پیدا کند.

ما نیازمند دولتی هستیم که مسیر تحول مدیریتی برنامه محور را شاخص خود قرار دهد.

متأسفانه میدان رقابت های ما اخلاقی نیست، هر دو طرف سعی می کنند از بزنگاه ها نسبت به هم و علیه هم استفاده کنند و خودشان را جلو بیاندازند.

با مدیران سیاست زده که سوداگری در فضای اقتصادی کشور را موجب‌‌ می شوند، پیشرفتی نخواهیم داشت.

اقتصاد ما وابسته به حل مسایل سیاسی چه سیاست داخلی چه سیاست بین المللی است

دعوای دیپلماسی– میدان، یک دعوا و دو قطبی کاذب و بی معناست. نه دیپلماسی بدون میدان معنا دارد، نه میدان بدون دیپلماسی معنا دارد.

ضروری است در این دوره انتخابات ریاست جمهوری رقابت ها از حالت دو قطبی خارج و برنامه محور و  عدالت محور باشد تا اعتماد مردم برای حضور در پای صندوق های رأی جلب شود.

اختلاف و بحث اشکالی ندارد، اما به شرطی که از درون این اختلاف بتوانیم مسیرهای حرکت جامعه را به دست بیاوریم.

اگر صلاحیت بنده تایید نشود، دو اعتراض خواهم داشت. یک اعتراض قانونی و دیگری حق اعتراض که تا آخر عمرم حفظ می کنم.

حضرت آیت الله جنتی این تصمیمی که گرفته می شود حجتی باشد بین همه ما و خدا و آنچه که مردم شاهد هستند.

به نفع کسی انصراف نخواهم داد و در صورت تأیید صلاحیت در این رقابت می مانم.

متن کامل گفت وگوی شفقنا با سید عباس نبوی را می خوانید:

* زمانی که اعلام کاندیداتوری کردید، به چند محور اشاره کردید که سوالاتم را از بررسی این محورها آغاز می کنم. شما معتقدید که فضای حاکم بر انتخابات کشور یک فضای دوقطبی است؛ چه تعریفی از این دو قطبی دارید و چنین فضایی تاکنون چه لطمه های به جامعه وارد کرده و در آینده  چه آسیب هایی را منجر خواهد شد؟

دوقطبی یک جبهه بندی اجتماعی درست می کند و بازتاب آن در سیاست و مسائل مختلف نشان داده می شود. یک بخشی از این دو قطبی در بخش سیاست تبدیل به دولت ها یا مجموعه ای که مدیریت دولت را در دست می گیرند، می شوند و سپس اثر خود را در مجلس، قانون گذاری و برنامه ریزی می گذارد. بخش بسیار بدتری از آن اثر خود را در سطح جامعه و کل اجتماع می گذارد و مسائل را وارونه می کند، تبدیل به مسایل جریانی می کند به جای اینکه تبدیل به خود مساله کند.

وقتی مساله به دو قطبی «آنها» و «اینها»تبدیل شد، جبهه بندی آغاز می شود و آن زمان دیگر مساله حل نمی شود بلکه مجدد گشایش این جبهه بندی شکل می گیرد. سطح اجتماعی این دو قطبی بسیار خطرناک است. ما در ریشه های دینی و مبنای اسلامی به خصوص سیره اهل بیت(ع) این نکته را داریم که ورود به چنین جبهه بندی هایی از اساس غیرشرعی و غلط نادرست و حرام است. کسانی خود جبهه درست می کنند جلوی جامعه، نظام، بخش های رشد دینی جامعه، رشد انسانی جامعه می ایستند و عده ای تبدیل به گروه مسلحی علیه جامعه می شوند و حرکت می کنند، اما جبهه بندی های اجتماعی سیاسی این طور ساختن و تصنعی اصلاً در منطق دینی و سیره اهل بیت(ع) معنا ندارد. برای نمونه، ما در دوران جدید مخصوصاً دو دهه اخیر با مساله انقلاب ارتباطات مواجه هستیم، این انقلاب ارتباطات مرزهای زندگی ها را به هم نزدیک کرده است، به دنبال این مساله ما با وضعی مواجه می شویم که اگر در گذشته به طور مثال یک تصوریاز خانم ها در جامعه به جریان می افتاد، می خواستند کنترل کنند هم از بُعد فرهنگی، هم توصیه و هم از جهت مواجهه قابل کنترل و مهار بود، اما امروزه با یک وضعیتی مواجه هستیم که این تمام فضاها پر شده است که بسیار مساله خطرناکی است.

مساله بشر و انسان است، در تمام دنیا ابزاری شدن زنان، چهره زنان و تصاویر زنان در حال حاضر یک مساله است. سطوح آن نیز فرق می کند، برای ما به صورت یک ایجاب شرعی و رسمی مساله است برای کشورهای دیگر در یک معنای دیگری در حد خودشان مساله است، چنانچه فضا را دو قطبی کنیم، فرزندان، خانواده ها، جریان های سیاسی و جامعه آسیب می بینند.

نکته عجیب تر در ایجاد فضای دو قطبی این است که قطبها خود این مساله را قبول می کنند یعنی به اصلاح طلب ها وقتی یک برچسب و وصله سست دینی و ضعف در مسایل دینی و ارزش های دینی چسبانده می شود، به تدریج آنها این وصله را تأیید می کنند یا وقتی به اصولگراها یک وصله ای زده می شود که واقعا مدافع دین و ارزش های دینی هستند، آناننیز این وصله را تأیید می کنند در این میان جامعه صحنه واقعی را می بینید که چقدر با برچسب ها متفاوت است. اصولگرایانجیب خلق الله را خالی می کند و بسیاری از افراد در میان اصلاح طلبان هستند که انسان های متدین و دلسوزیبرای جامعه، انقلاب، نظام، امام و ولایت فقیه می باشند.

اما چطور این برچسب ها را قبول می کنند چون جریان درست می شود و چاره ایجز پذیرش ندارند. فرض کنید به بدنه  ای از اصلاح طلبان می گویند که شما به بازخوانی پهلوی گرایش دارید! در اوایل این جریان سازی می گویند نه این طور نیست، این برچسب را به ما نزنید، ولی بعد از مدتی که جلو می روند آرام آرم متوجه می شوند که این جبهه بندی تصنعی بسیار غلیظ شده و در صورت مقایسه ای و سخنی، در این جریان و جبهه غرق می شوند. از سوی دیگر جریان سازی می شود که اصولگرایان افرادی هستند که شمشیر و خنجر پنهان کردند و اگر روزی لازم باشد، از غلاف خارج کرده و بسیاری از افراد را قلع و قمع می کنند. سپس اگر یکی از اصولگرایان صحبتی با این مضمون بیان می کند که با ما کنار بیایید وگرنه چنین و چنان می کنیم، در این زمان برچسبی که به اصولگرایان زده شده، پررنگ تر می شود. این دوقطبی دائم خود را بازتولید می کند، بخش بزرگی از رسانه و مجلات و سایت ها نیز اینمسایل زرد را دوست دارند بنابراین این دوقطبی زرد دائما خود را بازتولید می کند و جلو می رود و بعد شما به یک عرصه هایی می رسید که تعجیب آور است.

ما یک خانواده و ملت هستیم که سازگاری ها و ناسازگاری هایی داریم که باید یک به یک به آنها بپردازیم و عرصه های مختلف را اصلاح کنیم، همه باید در این مساله نقش ایفا کنیم بنابراین فرصت رقابت آزاد را بدهیم البته در رقابت معمولاً کسانی که از فرصتها استفاده می کنند، فرصت جویی نیز می کنند ولی ایده ال این است که رقابت انسانی، ارزشی، معنوی، اخلاقی باشد.

متأسفانه میدان رقابت های ما اخلاقی نیست، هر دو طرف سعی می کنند از بزنگاه ها نسبت به هم و علیه هم استفاده کنند و خودشان را جلو بیاندازند. نباید اجازه دهیم این دوقطبی بر ما غلبه پیدا کند.

اصلاح طلبان، اصولگرایان و همه کسانی که به ایران، اسلام، نظام، انقلاب و امام (ره) معتقد و وفادارند، می دانند که بنده  مصداق واضح و عینی خروج از دوقطبی هستم و حاضر نشدم در هیچ کدام از دوقطبی ها ایفای نقش  کنم. در دوره مدیریت خود نیز همیشه بر این مساله توجه داشتم و اگر کسی هم می خواست براساس دوقطبیدیگران را قضاوت و داوری کند، هرگز نپذیرفتم. حال باید منتظر بود و دید که در سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری میدان می دهند یک دولت فراگیری که خارج از دوقطبی ها باشد، تشکیل دهم یا خیر.

* بحث دیگری که به آن تأکید دارید، تحویل مدیریتی است. تحول مدیریتی باید در چه عرصه هایی رخ دهد؟ و برای تحقق این تحول در کشور چه مسیری را باید طی کنیم؟

مدیریتی که ما در حال حاضر نیاز داریم و تحول بسیار ضروری، تحول دانش بنیان است همه مواد لازم نیز آماده است. یعنی چیز عجیب و غریبی نمی خواهیم فراهم کنیم. نیروی انسانی بسیار خوبی داریم، برنامه ریزی هایی خیلی خوب و گسترده ای می توانیم انجام دهیم، مسیرسازی برای مدیریت سهل و روان جامعه که بتواند کارها و پاسخگویی به نیازهای جامعه و همچنین افق رشد و پیشرفت را به خوبی ترسیم کند و جلو ببرد. چرا این کار انجام نمی شود؟ دو مساله وجود دارد. یک مساله این است که ما بخشی از نیروها در دیوان سالاری داریم که اینها در آن بده و بستان ها  و زد و بندها همیشه جای خود را پیدا می کنند و اینها ناتوان ترین نیروها، ضعیف ترین نیروها اما پرادعاترین و فرصت جلو ترین نیروهای هستند. من در این قضیه تجربه کاملا واضح دارم همین الان می توانم در استانها به صورت رزومه گسترده تعداد زیادی استاندار و مدیرکل نام ببرم که خودشان را تحمیل می کنند که مردم و تشکل های مختلف در آن استان هم نمی تواند صندلی را از او بگیرد. خیلی افراد نیز مدرک تحصیلی ساختگی و تصنعی است. من در دوره دیپلماسی فرهنگی که مدیریت می کردم خیلی از این افراد را تجربه کردم و می دانم اوضاع چطور است اسم آنها را نیز می گذاشتم ژنرال های اداری یا بازیگر تمام حرفه ای و تمام فن، اما آنچه مربوط به بخش مدیریت تخصص آنهاست را نمی دانند.

مساله دوم دسته ای هستند که توانمندی علمی و مدیریتی دارند، اما خائن هستند، چرا خائن هستند؟ چون منافع آنها اقتضاء می کند برای پیشرفت جامعه قدم بر ندارند بلکه برای منافع خود قدم بردارند. ما نیازمند دولتی هستیم که واقعا مسیر تحول مدیریتی برنامه محور را شاخص خود قرار دهد.

در حال حاضر با وضعی مواجه هستیم که بدنه کارآمد جامعه در بخش غیردولتی صدها فرسنگ جلوتر از بخش دولتی است. یک نمونه ساده همین بخش های خبری و خبرگزاری های غیردولتی هستند که می بینید بخش زیادی از نیازهای خبری جامعه را پوشش می دهند به اصطلاح ضرب المثل فارسی خودمان با سیلی صورت خودشان را سرخ نگه می دارند با سختی امکانات شان را فراهم می کنند و جلو می برند از آن طرف خبرگزاری هایی داریم که با بودجه های قوی و سنگین دائما تقویت می شوند مقایسه می کنیم کارنامه آنها را می بینیم در یک بخش هایی بزرگی آنها اصلا نمی توانند کار کنند. این وضعیت در عرصه های دیگر از جمله صنعت و … نیز وجود دارد که هر یک جداگانه قابل بررسی است.

 * این تحول مدیریتی در دولت های مختلفی که تاکنون بر سر کار آمدند، تحقق پیدا نکرد؟

ما بعضی از روسای دولتی داشتیم که حتی ایمیل خود را نمی توانست اداره کند یا یک کپی و پیست ساده را نمی توانست انجام دهد در واقع با تکنولوژی و فناوری بیگانه است، بعد همین شخص فریاد می زد که من آخر تجدد هستم. واقعا با چنین رییس دولتی غیر از آشفتگی، بهم ریختگی، شعار دادن‌ و ایجاد فضایی غیر از فضای دوقطبی و مناقشه در جامعه توقع دیگری داریم؟!

ما در ابتدا باید فضای دو قطبی را از بین ببریم تا بسیاری از تغییر و تحولات از جمله تحول مدیریتی اتفاق بیفتد. چرا رقابت های حزبی کشورهای اسکاندیناوی کاهش پیدا کرده؟ برای اینکه مسائل دوقطبی را به مسائل زندگی تبدیل کردند. من نمی گوییم آنها راه درستی را می روند و باید راهبردهای اساسی آن جوامع را قبول کنیم چرا که به دلیل تفاوت های معنوی، مسیر ما یک مسیر دیگری است، اما مهم این است که آنان فهمیده اند این بازی دوقطبی، بازی ماندگاری همان هایی است که اتفاقا هر چه بیشتر می مانند سرنوشت جامعه را بدتر می کنند. ما با این روسای دولت ها مواجه هستیم، خودشان هم بعضا می دانند. روسای دولت چرا با مردم این چنین معکوس صحبت می کنید؟! چرا چندین دهه است که مردم را معطل می کنید؟!

وقتی مساله ای به وجود می آید، هر کسی از جمله روحانیت و غیر روحانیت براساس توانایی خود قدمی بردارد و به همان اندازه در نظام مدیریت و تحول جامعه ایفای نقش کند. بعضاً شاهدیم مدیران سیاست زده ای که سوداگری در فضای اقتصادی کشور را موجب‌‌ می شوند و در راستای منفعت طلبی منابع مالی بسیاری از کشور خارج می کنند، داوطلب انتخابات ریاست جمهوری می شوند. با چنین وضعیتی مواجه هستیم. بعد می خواهیم جامعه پیشرفت کند و صنعت و نظام پولی و مالی سامان پیدا کند! مشخص است که ما یک تحویل واقعی و جدی در همه زمینه ها لازم داریم. باید به سمت مدیریت برنامه محور و تحولی روبه پیشرفت برویم. ۱۰ سال در الگوی پیشرفت این بررسی ها را انجام دادیم یک جا باید خروجی آن را به دست آوریم.

تگ های مطلب : ،
دسته بندی : آخرین اخبار
به اشتراک بگذارید : | | |